تبليغاتX
افق روشن - اين كه زندان است نه دانشگاه!
به شما خوش آمد ميگويد.
اين كه زندان است نه دانشگاه! 
در جريان اتش سوزى در خوابگاه دانشجويى دخترانه "شهدا"ى دانشگاه اصفهان كه شب پنجشنبه
24/1/1385  رخ داد. طبق گذارش رسانه هاى داخلى و بنا به گفته مسئولين بيمارستان"اازهرا" در
دست كم ۸۰ دانشجو مصدوم شدند.  
رقم ۸۰ نفره مصدومين را ادم وقتى ميبيند با خود فكر ميكند، كه بايد آتش سوزى مهيبى رخ داده
باشد و گرنه اين همه انسان را تازه آن هم ساعت ۹ شب كه تقريبا كمتر كسى در خواب بوده، و
حد اقل بدون وارد شدن شكى كه ديدن صحنه اتش سوزى  بعد از بيدارى از خواب، انسان را زياده از
حد معمول در نشان دادن عكس العمل و چاره جويى زمينگير ميكند، امكان عكس العمل فورى و
تصميم به خارج شدن از محوطه اتش سوزى و نجات خود را داشته اند چگونه به كام خود فرو ميبرد؟..
آره حدستان درست است! باز جداسازى دختر و  پسر و هراس از اختلات انها با هم مسبب بالا رفتن
عدد مصدومين است و نه چيز ديگرى. به اين بخش از  گذارش سايت اينترنتى بازتاب توجه كنيد:
(دانشجويان پسر پس از رسيدن به محل حادثه، با شكستن درهاي اضطراري كه قفل بود، وارد
ساختمان شدند و با واكنش سريع، امكان تخليه ساختمان‌ها و خروج دانشجويان حاضر در خوابگاه را فراهم كردند " علت آتش‌سوزي در خوابگاه دختران دانشگاه اصفهان" بر گرفته از سايت بازتاب).
خيلى ساده اگر درهاى اظطرارى را نمى بستند قطعا يك نفر هم دچار مصدوميت نمى گشت، اصلا مگر
ايجاد در اظطرارى در ساختمان فلسفه اى ديگر بجز استفاده از آن در حالات اظطرارى دارد كه ان را
مهر و موم كنند؟ مگر دانشگاه زندان است که سوراخ سمبه هايش را مصدود كرده اند؟ مگر اتش نشانى مشهور رژيم با دير رسيدن هايش به محل اتش سوزى سالانه
مسبب فاجعه هاى كمى ميشود كه راه نجات مردم از اتش سوزى را هم ميبندند؟( در حالي كه
به گفته يكي از دانشجويان، ورود نيروهاي امدادي و آتش‌نشاني با تأخير بيست دقيقه‌اي همراه بود،
"همان منبع")
 مسبب رويداد اخير دانشگاه دخترانه اصفهان نيز همانند اتش سوزيهايى كه سالانه به دليل عدم وجود 
امكانات ايمنى در محل كار، مدرسه، دانشگاه، خانه و محل زندگى مردم تعداد زيادى را به كام خود
فرو ميبرد و فاجعه مى افريند، تنها و تنها جمهورى اسلامى است،  
اپارتايد جنسى و حاكميت قوانين ضد انسانى بر جامعه، اينبار زياده بر لامبالاتى رژيم در قبال امنيت
زندگى مردم، دليل اصلى مصدوميت ۸۰ انسان در جريان اتش سوزى اى كه ميشد از مصدوميت حتى
يك نفر هم جلو گیرى کرد است. 
واقعيت اين است كه اپارتايد جنسى در جامعه تنها دامنگير زنان نميشود، اين را ديگر هر كودكى در
كوچه هنگام بازى با دوستانش، در خيابان و پارك و در مدرسه، و در هر لحظه اى از زندگيش،
سنگينى،دست و پا گیر بودن، و نا مأنوس بودنش با همه گوشه زواياى زندگى انسان را احساس
ميكند و عذابش ميدهد. رفع اپارتايد جنسى بايد مسئله هر انسان برابرى طلبى در جامعه باشد.
هر چند خوشبختانه مشخصا در چند سال اخير شاهد رشد چشمگير مبارزات برابرى طلبانه در جامعه
بوده ايم و موفقيتها يى نيز در به عقب نشاندن رژيم به دست امده، كه براى نمونه ميتوان به ۸ ماس هاى باشكوه و اعتراضات وسيع دانشجويان در دانشگاه هاى گوناگون بر عليه جداسازى و....... اشاره
كرد، كه نمايانگر روشن خواست و ارزوهاى انسانى ميليونها انسان در ان جامعه است. 
اما اين هنوز كافى نيست، ما هنوز با قدرت واقعقى خود به ميدان نيامده ايم، هنوز اعتراضات مشخص
ما جواب شايسته خود را از طرف بقيه هم سرنوشتهاى خودمان نميگيرد، هنوز كمترين مورد اعتراضى
سراسرى را ميتوان يافت، هنوز سازمانيافته و متشكل نيستيم، هنوز و هنوز.............
براى نمونه در اعتراض به همين مورد مشخص ميبايست دست به يك اعتراض وسيع و سراسرى ميزديم
و خواستار رفع جداسازى دختر و پسر در دانشگاه ها مى شديم و به تبديل نمودن دانشگاه به زندان
اعتراض ميكرديم و..............
ما براى كسب حقوق انسانى و پايمال شده خودمان بايد لحظه اى به رژيم امان ندهيم، بايد سنگر به
سنگر جمهورى اسلامى را عقب برانيم، و نهايتا براى هميشه به زباله دان تاريخش بيندازيم. براى تحقق اين امر بايد به قدرت و نيروى خود اعتماد داشته باشيم و با اتكا به اين قدرت و نيرو به ميدان بياييم.
اين تنها راه و  پيش شرط عبور از رژيم  اپارتايد جنسى و تحقق دنيايى عارى از تبعيض و نابرابريست.
+ نوشته شده در  Sat 15 Apr 2006ساعت 16:57  توسط فردين ارام  |