تبليغاتX
افق روشن - خودکشى يا قتل عمد؟!
به شما خوش آمد ميگويد.

به دليل فقر و عدم توانايي تأمين هزينه زندگي و پرداخت كرايه منزل اقدام به كشتن اعضاى خانواده
و سپس حلق آويز كردن خودم نمودم! ( اين نوشته را كنار جسدهاى بى جان خانواده اى ۸ نفره 
يافته اند).  پدر خانواده با مسموم كردن غذا عزيزترينهايش را از عذاب زندگى مى رهاند و بعد از اينكه
اخرين نفسهايشان را ميكشند و مطمئن ميشود كسى از اعضاى خانواده ديگر عذاب نخواهند كشيد
خود را نيز از عذاب مى رهاند. كسى چه ميداند، شايد حتى اگر اين كار را هم نميكرد فردا ديگر غذايى
براى نمردن، سقفى براى زيرش زندگى كردن، داروئى براى دمى  فرار از زجر بيماريهايشان و اميدى
به پس فردا رسيدن نداشته اند! .
راستى تا به حال به شرایطى كه كسى تصميم به خودكشى و بعد از ان باز شرايطى كه تصميمش را
عملى ميكند فكر كرده ايد؟ شخصا فكر نكنم به جز موارد مشخص و قابل توضيحى، فاصله زمانى
مابين مقطع تصميم اوليه تا مقطع عملى كردن آن فاصله كوتاهى باشد، جرقه هاى اوليه شايد
بعظا سالها قبل از عملى كردن آن ذهن انسان را به خود مشغول نمايند كه همين نكته فاجعه را
صد چندان دردناكتر ميكند. با نگاهى به گذشته زندگى كسانى كه دست به خودكشى زده اند
 ( اينجا اشاره من بيشتر به قربانيانيست كه بر اثر فقر دست به خودكشى ميزنند) به وضوح ميتوان
ديد كه از يك مقطع مشخص كه به احتمال زياد همان مقطع سر بر اوردن تصميم به اين كار است، تحرك
و تلاش فارق العاده اى شروع ميشود و تا نزديك عملى كردن ان به صورتى رو به  ازدياد  ادامه دارد.
واقعيت اين است كه وقتى خودكشى به عنوان يك راه حل در ذهن انسان جا خوش ميكند،كشمكش
حادى(كشمكشى چندين برابر شديدتر از كشمكشى كه در زندگى همه انسانها وجود دارد)در ذهن 
قربانى ميان زندگى باهمه زيباييها، لذتها، اروزها و دوست داشتنيهايش از يك طرف و از طرف ديگر
دردها و رنجها، فقر و فلاكت،گرسنگى و بى سر پناهى و هزارو يك مصيبت غير قابل تحمل ديگر
شروع ميشود كه اكثرا يك دوره جهد و تلاش جدى و زيادى را به همراه دارد كه نشان از علاقه شديد به
ادامه زندگي و هراس از دست دادن شانس يك زندگى ارام،بى دردسر، شاد و مرفه است. 
متأسفانه در اكثر موارد واقعيات كشنده و تلخ و غير قابل تحمل شدن زنگى، هر روز بيشتر و دردناكتر
از روز قبل منجر به پيروزى ايده خودكشى بر تلاش براى ماندن و ادامه زندگى ميشود. اينكه گويا ايده
خودكشى از بدو تولد در كسانى وجود دارد و با مرور زمان رشد ميكند و ......... يك شيادى محض است.
انسان ذاتا زندگى را دوست دارد و تنها شرايط غير قابل تحمل ميتوانند وادار به گذشتن از زندگيش كنند
 به اين ترتيب اگر قبول كنيم كه شرايط غير قابل تحمل زندگى انسان را وادار به گذشتن از نفس كشيدن
و ادامه زندگى ميكند، به اينجا ميرسيم كه نظام حاكمى كه اين شرايط غير قابل تحمل را بر زندگى انسانها تحميل ميكند مصبب تمامى حودكشيها در جامعه و به زبانى ديگر قاتل همه انسانهائيست كه
در نا اميدى مطلق دست به خودكشى ميزنند.  نمونه همين خانواده ۸ نفره را در نظر بگيريد، اگر فقط
امكان پرداخت كرايه خانه، سير كردن شكم بچه هايشان، و نهايتا اگر حتى امكان زندگى بخور و نميرى
(يعنى شرايطى كه ميليونها نفر در آن جامعه با آن دست به گريبانند) را داشتند غير ممكن بود كه از
جان عزيز خود و نازنينهايشان بگذرند. كارگرى كه ماه هاست دستمزدى دريافت نكرده، شكم خود و
اعضاى خانواده اش را چگونه سير كند؟ كودك بيمارش را چگونه درمان كند؟ كرايه الونكش را از چه
طريقى پرداخت كند؟ و..................
سالانه در ايران انسانهاى زياى مرگ را همچون مرهم ارامبخشى بر دردهاى جانكاهشان ميمالند، 
همين چند ماه قبل يك كارگر از طبقه پنجم يك ساختمان خود را به بيرن پرت كرد، در جيبش كاغذى
يافتند كه نوشته بود ديگر نميتوانم زجر كشيدن كودك بيمارم و چشمهاى ملتمسش را ببينم و.....
جمهورى اسلامى با تحميل غير قابل تحمل ترين شرايط بر زندگى مردم بانى و مصبب تمامى
خودكشيهاى۲۷ سال گذشته در ان جامعه است. تمامى موارد خودكشى در اين چند سال را بايد
 همانند ديگر جنايات دهشتناكى كه اين رژيم در حق جامعه مرتكب شده  نگاه كرد، بايد ان را همانند
قتل و عامها و نسل كشيهاى دوره حاكميت اين جنايت كاران نگاه كرد. اگر انسانها شرايط مناسبى
براى زندگى كردن داشته باشند خودكشى زمينه اى براى مطرح شدن در ذهن انسان و عملى كرن
ان نخواهد داشت. تنها راه ريشه كن كردن پديده اى به نام خودكشى تحقق دنيايست كه اساس
ان باز گرداندن اختيار به انسان است، دنيايى كه انسانها برابر زنگى ميكنند، و رفاه و اسايش و
خوشبختى انسان سر لوحه ان است. زنده باد مبارزه در راه تحقق دنيايى بهتر و گرامى باد ياد تمامى
انسانهايى كه وادارشان كردند مردن را بر زندگى ترجيح دهند.

+ نوشته شده در  Mon 10 Apr 2006ساعت 14:10  توسط فردين ارام  |