تبليغاتX
افق روشن
به شما خوش آمد ميگويد.

روز جمعه ١٢ مه ۸۵ فرزان محمدی در حين انجام کار (فروش توت فرنگی) در جاده سنندج کامياران در يک حادثه رانندگی به شدت زخمی و بعد از چند ساعت دست و پنجه نرم کردن با مرگ و علی رغم تلاش زياد پزشکان متاسفانه قلب کوچک اين کارگر خرد سال برای هميشه از حرکت باز ايستاد٠
ماجرا از اين قرار بوده است، فرزان به علت تنگدستی خانواده  مجبور بوده به همراه ديگراعضای خانواده تن به کار طاقت فرسا دهد٠ فرزان هم مانند ديگر فرزان ها روزهای جمعه به جای تفريح  و لذت بردن از روز تعطيل ساعتها سر جاده سنندج، کامياران مجبور به فروش توت فرنگی بوده است. فرزان به همراه يکی از برادرانش مشغول کارش بوده  که  ناگهان خودروی او را زير می گيرد. متاسفانه فرزان براثر اين حادثه جانش را از دست می دهد٠ نظم موجود اجازه نداد فرزان سال اول تحصيليش را به پايان برساند. اين سرنوشت صدها فرزانی است که نظام سرمايه داری در سنين پاين وادار بکارشان می کند٠کار کردن در ورزهای تعطيلی تنها مختص به فرزان نبوده ونيست . هزاران فرزان به جای لذت بردن از زندگی کودکانه شان، بعلت کار در کوره های آجر پزی، کارگاه های قالی بافی، کار در مزارع کشاورزی، نبود امکانات بهداشتی، درمانی، عدم وجود غذای کافی و يا در اثر چنين حوادثی برای هميشه آرزوهای کودکايشان را با خود به گور می برند ٠در اين جهان وارونه روزانه هزاران کودک قربانی ثروت اندوزی سرمايه داران و بقای نظام سرمايه می شوند.
اگر پدر فرزانها کار وامکانات داشتند، زندگی و معيشت خانواده هايشان تامين می بود باز هم چنين حوادثی اتفاق می افتاد؟ در اين نظام وارونه هر روز در گوشه و کنار اين کره خاکی هزاران فرزان قربانی وحشيگری و بربريت مطلق نظام سرمايه می شوند ٠ راه جلوگيری از چنين حوادث ناگواری چيست؟ بدون شک تنها با به زيرکشيدن نظام سرمايه و برپايی دنيايی عاری از ستم، استثمار می شود به اين فجايع دلخراش پايان داد٠
از صميم قلب اين حادثه ناگوار و تکان دهنده را به خانواده و بستگان فرزان، پدرش عطاء و مادرش فرخنده عزيز تسليت می گويم و خود را شريک غم از دست دادن جگر گوششان می دانم . آرزوی سلامتی و يک دنيای بهتر را برايشان دارم.
مختار محمدی ١٣ مه ٢٠٠٦

+ نوشته شده در  Mon 15 May 2006ساعت 14:55  توسط افق روشن  |